برای همین

فرهنگ و شعور

:: فرهنگ و شعور
برای همین‍ فرهنگ و شعور

جهانِ مدرن یا غرب نباید معیار قرار گیرد ، چرا که آن ها نیز اشکال ها و چالش های خود را دارند . پس نمی تواند آرمان شهرِ ما باشد . بهترین کار گرفتنِ الگو و بازسازی ، نسبت به معیار های تاریخی و فرهنگیِ هر جامعه است .

یکی از اشکال های بزرگِ فرهنگِ ما ، کم بودِ سطحِ آگاهیِ درستست .سرانه ی مطالعه به شدت پایین است . و بیشترِ مردم میل به الگو برداری یا شخصیت سازی دارند . برای همین خودِ اصیلِ خویش را گم می کنند . این حفره زمان را از آن ها می دزدد ؛ و زمانی به خود باز می گردند که دیگر دیر شده ، فرصتی برای بازگشت نیست ، بلکه باید همان راهِ گذشته را ادامه دهند . برای همین است که در بیشترِ کشور های پس مانده ی فرهنگی ، نا امیدی و اندوه موج می زند. 

منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : برای همین
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : فرهنگ و شعور


خوابيدي ,بيدار ,ديدي

پتوشناسی

:: پتوشناسی
خوابيدي ,بيدار ,ديدي منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : خوابيدي ,بيدار ,ديدي
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : پتوشناسی


جواب ,محبت ,محبت نیست ,دارویی بهتر ,لقمان حکیم

هیچ دارویی بهتر از محبت نیست

:: هیچ دارویی بهتر از محبت نیست
جواب ,محبت ,محبت نیست ,دارویی بهتر ,لقمان حکیملقمان_حکیم گفت:

من سیصد سال با داروهای مختلف، مردم را مداوا کردم؛ 

و در این مدت طولانی به این نتیجه رسیدم؛

که هیچ دارویی بهتر از "محبت" نیست !

 

کسی از او پرسید: و اگر این دارو هم اثر نکرد چی؟

 

لقمان حکیم لبخندی زد و گفت؛

"مقدار دارو را افزایش بده !! "

ِ

جواب سلام را باسلام بده،

-جواب کینه را با گذشت ،

-جواب بی مهری را با محبت

-جواب دروغ را با راستی ،

-جواب دشمنی را با دوستی،

-جواب خشم را به صبوری ،

-جواب نامردی را با مردانگی ،

-جواب بی ادب را با سکوت ،

-جواب نگاه مهربان را با لبخند ،

-جواب لبخند را با خنده ،

جواب گناه را با بخشش ،

هیچ وقت هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار ، مطمئن باش هر جوابی بدهی،

یک روزی ، جوری ، یک جایی به تو باز گردد...

منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : جواب ,محبت ,محبت نیست ,دارویی بهتر ,لقمان حکیم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : هیچ دارویی بهتر از محبت نیست


گروه ,خلخال ,مشکلات ,داده ,مشکل ,بلکه ,شهرستان خلخال

نامه ای به فرماندار خلخال

:: نامه ای به فرماندار خلخال
گروه ,خلخال ,مشکلات ,داده ,مشکل ,بلکه ,شهرستان خلخال

سلام.جناب آقای نظری جنابفرماندارمحترم شهرستان خلخال وحومه
چندروزپیش باتشریف فرمایی حضرتعالی به گروه تلگرامی ایل سسی .همه ی اعضای گروه خوشحال وخرسند بودندکه یک مسئول اجرایی را دربالاترین سطح شهرستان خلخال دارند ملاقات مجازی میکنندکه شاید مشکلات چندین ساله ی روستایشان را صمیمانه ودرفضای کاملا دوستانه باایشان درمیان بگذارند.بلکه بعدازسی وهشت سال بتوانند بادرمیان گذاشتن ابتدایی ترین وبدیهی ترین مشکل خویش سرانجام این مشکلات رادرکوتاهترین زمان مرتفع نمایند.اما دریغ ازوعده ووعیدهای انجام نشده.مگرمشکل ما چیست که اینقدردرحل آن طی این سالیان درازطفره رفته اند.آیا داشتن سه چهارکیلومترراه آسفالت ازمسیرانحرافی چکدره تاروستا، برای روستای سجهرود ادعای زیادیست آنهم با این همه انتطار نه یکسال ودوسال وده سال بلکه سی و هشت سال !!!فرماندارمحترم..آیا داشتن یک آب شرب با لوله کشی بهداشتی همانند سایرنقاط شهرستان خلخال وهمانند سایرنقاط ایران که جزو نیازهای طبیعی وضروری برای ادامه حیات وازنیازهای اولیه واساسیست درخواست وادعای زیادیست !!! حضرتعالی قول داده بودیدکه بلافاصله درشب بعدازورودبه گروه ایل سسی با گروه درزمینه مشکلات ورفع آن فعالانه شرکت نموده ودرحدامکان درجهت رفع مشکلات همکاری ودستور اجرایی شدن آنرا بلکه صادرنمایید.ولی اعضا همچنان مصرانه درانتظاروعده ی حضرتعالی هستند.شما بعنوان فرماندارمردمی بایدبه قول داده شده عمل نمایید.وما همچنان به قول داده شده ی جنابعالی پایبندیم.وشمارا درحوزه ی مسئولیت خود.فردی قابل اتکا وانسانی که به عهدخودوفا دار است می شناسیم.تقاضا دارم بیش ازاین گروه مارا درانتظارنگدارید.حداقل ازطریق منابع اطلاع رساتیتان مارا درجزیان عدم حضورتان قراربدهید.بی صبرانه منتظرحضورتان درگروه هستیم.لازم بذکراست که بطورخلاصه وتکراری درخواست حداقلی خودرا که قبلا نیزبطورمشترک جزودرخواستهای گروه بوده وهست به دومواردآن اشاره میشود.که شایددرکوتاه مدت بدست توانای شما تحقق آن امکان پذیرباشد راذکرمینمایم
یک: رفع مشکل آب شرب ازلحاظ لوله کشی استانداردازمجتمع آبرسانی برندق تا سجهرودورفع مشکل مواردبهداشتی آن.(مثل وجودآمیب واحیانا انگلهای دیگر)ازطریق آزمایشهای تخصصی بهداشتی
دو: آسفالت راه سجهرود.ازمسیرانحرافی آن .یعنی ازچکدره تاروستای سجهرودکه طبق شواهدوقراین سه ونیم کیلومتراست



با سپاس

محمود جعفری بازنشسته سیستم بانکی

منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : گروه ,خلخال ,مشکلات ,داده ,مشکل ,بلکه ,شهرستان خلخال
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : نامه ای به فرماندار خلخال


عزرائیل ,زندگی ,کلور ودرام ,برای زندگی ,حکایت عزرائیل

حکایت عزرائیل ومرد پاراسسی

:: حکایت عزرائیل ومرد پاراسسی
عزرائیل ,زندگی ,کلور ودرام ,برای زندگی ,حکایت عزرائیل

حکایت عزرائیل و مردپاراسسی

 

آورده اند که عزرائیل برای گرفتن جان یک پاراسسی وارد خانه ی او شد.فرد با دیدن حضرت عجل گریان بر دامان او افتاد و فرصتی دوباره برای زندگی خواست.

 

عزرائیل گفت از چه رو این چنین مشتاق به زندگی بیشتر هستی تو که درتمام عمر خوداز هیچ امکانات رفاهی بهرمند نبوده ای وتمام عمر بشدت کار کرده ای،ونصیب کافی هم نبرده ای واز تمام لذت های دنیا بهره ای نبرده ای

 

فرد گفت حسرتی دارم فرصتی دهی تا پایان پروژه کلور ودرام وپروژه آب برندق وراه اسفالت از چوه درکه به سجهرود را با چشم خودم ببینم خود داوطلبانه با تو تماس خواهم گرفت.چرا که پس از اين ها حسرتی در دنیا برای زندگی ندارم.

 

عزرائیل از این سخن مرد بسیار خشمگین شد و پسگردنی زنان شروع به ضرب و شتم مرد کرد.

 

درحالی که مرد را کتک می زد، ندا آمد که ای عزرائیل ما تو را مأمور کردیم که جان بندگانمان را بگیری پس چرا اینگونه او را کتک میزنی؟

 

عزرائیل گفت پروردگارا این بنده ی دوپا حتی مرا که مقرب درگاه تو هستم می خواهد با مکر بفریبد! و با حیله گری به عمری نوح وار دست یابد، حال آن که اینان خود به سرانجام رسیدن پروژه های کلور ودرام وآب برندق واسفالت راه سجهرود  ایمانی ندارند  

سهند

منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : عزرائیل ,زندگی ,کلور ودرام ,برای زندگی ,حکایت عزرائیل
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : حکایت عزرائیل ومرد پاراسسی


کشورم ,دهند، ,عقلانیت ,شهروندان ,اصلاح ,قانع ,بسیار خطرناک ,زمانبر هست؟چگونه ,تشویقشان کردم ,مبلغ افزایشی ,برای کشورم ,ریاست محترم جمهوری

دلنوشته ای محضر ریاست محترم جمهوری

:: دلنوشته ای محضر ریاست محترم جمهوری
کشورم ,دهند، ,عقلانیت ,شهروندان ,اصلاح ,قانع ,بسیار خطرناک ,زمانبر هست؟چگونه ,تشویقشان کردم ,مبلغ افزایشی ,برای کشورم ,ریاست محترم جمهوریجناب آقای رئیس جمهور

جناب آقای روحانی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران.

من یک شهروند عادی هستم، یک معلم بازنشسته ، در مهر۹۴ بازنشست شدم.

من از وضعیت کشورم آگاهم، سیاست داخلی و خارجی آن را کم و بیش دنبال می کنم.

از وضعیت اقتصادی حاکم بر کشور، کم و بیش آگاهم.

من با انقلاب بزرگ شده ام، سوم راهنمایی میخوندم انقلاب شد.

در جریانات انقلاب کم و بیش بوده ام

در جنگ کم و بیش بوده ام.

جریانهای حاکم بر کشورم را کم و بیش می شناسم.

همواره از ترس تندروها به اصلاح طلب ها رای داده ام.

در سال ۹۲ از ترس تندروها به روش اعتدال که شعار جنابعالی بود رای داده ام.

گرچه در طول مدت ۳۷ و اندی سال، تندرو ها و اصلاح طلب ها تغییر کرده اند جابه جا شده اند، ولی من به افراد کاری ندارم من به اصلاح طلبی رای داده ام.

ولی اکنون در مانده ام.

 پاسخ سوالهای افرادی را که تشویق کرده ام به اصلاح طلبی رای دهند، را ندارم.

در سال ۹۲ بدون هیچ مزدی، بسیاری از شهروندان را تشویق کردم چه با نوشته هایم و چه حضوری با سخنانم، به اعتدال، عقلانیت و خرد رای دهند.

قانعشان کردم به روش اعتدال رای دهند، چرا که ادامه روند تندروی را برای کشورم بسیار خطرناک می دانستم،

معتقد بودم، کشورم نباید دیواری دور خود بکشد، مثل کره شمالی،

ایمان داشتم، تعامل با دنیا سازنده هست،

گفتگو با دنیا راهگشاست،

صلح آرزوی بشریت هست، جنگ نفرت انگیز،

می دیدم اگر تحریم ها همچنان ادامه یابد، مردم فلج می شوند.

کشورم در آستانه فروپاشی قرار می گیرد،

شاید همانند عراق، افغانستان و سوریه و یمن شود،

عقلانیت و خرد جمعی را راه حل مشکلات می دانستم،

با این استدلال ها و دلایل، بسیاری از شهروندان را تشویق کردم در سال ۹۲ به حضرتعالی رای دهند.

اکنون نیز چنین نظری دارم، ولی به سوال شهروندانی که تشویق کرده ام به جنابعالی رای دهند، پاسخی ندارم،

چون قرار بود، با حاکمیت عقلانیت و خرد، اوضاع طوری بهبود یابد که مردم آن بهبودی را در زندگی روزمره خویش احساس کنند.

ولی متاسفانه چنین نشده، منکر کارهای کلان و رفع تحریم ها نیستم، آنها را کاری بزرگ می دانم، می دانم کارهای زیر بنایی زمان می برد،

ولی در مورد کارهای اداری که تعلل هست چه بگویم تا آن شهروندان قانع شوند، تا دوباره به عقلانیت رای دهند.

آیا عدم پرداخت کارانه و اضافه کاری پرستاران که حدود بیش از ۷ ماه است، جزو کارهای زیربنایی و زمانبر هست؟

چگونه من پرستاران بیمارستان مدنی کرج را قانع کنم، این کارها زیر بنایی و زمانبر هست؟

چگونه من راننده تاکسی خط را که رئیس خطش ازش باج می گیرد، قانع کنم ، کار زیر بنایی و زمانبر هست؟

چطور مردم و شهروندانی را که تشویقشان کردم به جنابعالی رای دهند، توجیه کنم، اصلاح حقوق های نجومی کاری است زیر بنایی و زمانبر، منتظر باشید. 

شما و هئیت وزیرانتان در مورد رفع تبعیض های وحشتناک نظام پرداخت حقوق ها چه برنامه ای اجرا کرده اید؟

آیا دولت لایحه ای در این مورد تقدیم مجلس نموده است؟

من به همکاران بازنشسته ام که تشویقشان کردم به عقلانیت و روش اعتدال رای دهند، چه پاسخی بدهم؟ امروز سوم مهرماه ۹۵ هست، درست یکسال و یک روز هست که بازنشست شده اند، هنوز پاداش خود را که اندک مبلغی است در مقابل دریافتی های نجومی مدیران، نگرفته اند،

من به همین بازنشسته ها چه پاسخی بدهم، با یک روز اختلاف با شاغلین، از مبلغ افزایشی طرح رتبه بندی معلمین محروم شدند.

چطور پاسخ دهم که عقلانیت حاکم هست،بازنشسته دوم مهر۹۴ با ۳۰ سال سابقه مبلغ زیر حکم حقوقی اش از شاغل با ۲۰ سال سابقه، حدود ۴۵۰ هزارتومان، کمتر هست؟

آنهم به خاطر اینکه بعد از ۳۰ سال خدمت در مهر ۹۴ بازنشست شده اند، این مبلغ افزایشی شامل شاغلین هست، فاصله این ها با شاغلین ۱ روز تفاوت هست،

این ها نمونه ای است از هزاران سوال بی پاسخ، چون کار کلان اقتصادی نیست که بگویم زمانبر هست،

شما لطفا پاسخ های خود را بفرمایید تا من دوباره در انتخابات ۹۶ بدون هیچ اجر و مزدی همین شهروندان را قانع کنم به عقلانیت و خرد رای دهند، از تندرو ها تبری جویند.

من خودم را قانع می کنم، چون خطر به قدرت رسیدن تندرو ها را نه تنها برای کشورم بلکه برای منطقه و جهان بسیار خطرناک ارزیابی می کنم.

ولی از شما خواهشمندم، پاسخی برای این شهروندان ابراز کنید.

معلم بازنشسته ۲ مهر ۹۴ 

ولی محمد جعفری سجهرود.

منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : کشورم ,دهند، ,عقلانیت ,شهروندان ,اصلاح ,قانع ,بسیار خطرناک ,زمانبر هست؟چگونه ,تشویقشان کردم ,مبلغ افزایشی ,برای کشورم ,ریاست محترم جمهوری
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : دلنوشته ای محضر ریاست محترم جمهوری


منطقه ,برنامه ,گروه ,جناب ,فرماندار ,حضرتعالی ,فرماندار محترم ,جناب نظری ,جناب فرماندار ,نیروی انسانی ,گروه حاضر ,حضور فرماندار محترم

پرسش وپاسخ فرماندار

:: پرسش وپاسخ فرماندار
منطقه ,برنامه ,گروه ,جناب ,فرماندار ,حضرتعالی ,فرماندار محترم ,جناب نظری ,جناب فرماندار ,نیروی انسانی ,گروه حاضر ,حضور فرماندار محترم

 

بمناسبت حضور فرماندار محترم در گروه ایل سسی سئوالاتی جهت روشن شدن افکار عمومی مطرح ودر اختیار ایشان قرار داده میشود که انشا الله پاسخ مناسب ارائه خواهند فرمود با تقدیر وتشکر از آقا وحید ریحانی  که مقدمات حضور آقای دکتر نظری را  در گروه ایل سسی فراهم نمودند

  حشمت اله بهاری :

با سلام درود وخوش آمد گوی جناب فرماندار محترم به گروه ائل سسی از اینکه بعد از مدت ها مسئولی در بالاترین سطح مسئولیت سیاسی اجتماعی واقتصادی حاضر میشود وخودرا ملزوم به پاسخ گوی میداند نشان ازکرامت و اعتماد به نفس بالا وارزشمند شماردن جایگاه مردم واحترام به افکار عمومی است  وما این اتفاق را به فال نیک میگیریم واین را مقدمه بر  هماندیشی وهمفکریها  ی آینده میدانیم  وتقدیر وتشکر میکنیم  وبه شایستگیهای اخلاقی  وعلمی ومدیریتی ایشان صحه مگذاریم و این جایگاه  را به حق شایسته شما میدانیم واما  اجازه میخواهم  جهت اطلاع عامه مردم یک تقاضا و  چند سئوال  از خدمت شان داشته باشم   خرسند میشویم اگر جواب سئوالات در صورت ضیق وقت  مکتوب به وبلاگ پاراسس وگروه ایل سسی ارسال فرمایند که دلیلی خواهد بود ارج نهادن به کرامت انسانها

1-آیا روستاهای توابع در بودجه سالانه دیده میشوند اگر دیده میشوند هزینه کرد شان چگونه است

2 – مسئولان چه اطلاعات از  روستا های توابع دارند  واین اطلاعات چگونه بدست میاید

3- برای احیا روستا ها وجلوگیری از مهاجرت  چه برنامه  کوتاه مدت ومیان مدت وبلندمدت دارید

4- آیا در جلسات اداری  وتصمیم  گیریها اثر گذارازمطلعین وصاحبان فکرجهت هماندیشی استفاده میکنید

5- چند بار به روستا سجهرود و روستاهای اطراف تشریف بردید واز نزدیک با مشکلات آنها  آشنا شدید

به نظر تان داشتن آب آشامیدنی سالم وراه ایمن وبهداشت حداقلی زیاده خواهی است

6-حالا که بر اساس شنیده ها بنیاد برکت عهده دار وظایف برجا مانده اداره راه شده  شایسته نیست مسئولان اداره راه همراهی کنند مسیرهای روستا های اطراف را هم در برنامه قرار دهند

تقاضا می گردد  دستور فرمایید مسیر حدود سه کیلومتر ی انحرافی به سجهرود در برنامه کار قرار گیرد وبه عنوان هدیه از طرف شما بمناسبت حضورتان درگروه به سجهرودیها باشد. انشا الله حضور شما در این گروه سبب خیر وبرکت خواهد شد  آرزوپدران واجداد  ما که همانا داشتن چند کیلومتر راه اسفالت وایمن بود بر آورد خواهد شد که موجب رضای خدا و دعای خیر مردم بهمراه سعاد ت دنیا ورستگاری  عقبا برای شما  خواهد بود

دکتر اشکبوس امینی:

با سلام و احترام. عرض خیر مقدم و خوشامد گویی دارم حضور فرماندار محترم و محبوب شهرستان خلخال در گروه ایل سسی و تشکر مینمایم از بانیان فراهم کننده این حضور بالاخص جناب اقای ریحانی. جناب فرماندار به نوبه خود این حضور صمیمی و صادقانه جنابعالی را مغتنم شمرده و از اینکه با گشاده رویی و در یک جو صمیمانه پاسخ های لازم را برای نظرات مطروحه عزیزان ارایه نمودید سپاسگزارم و این امر دال بر مردمی بودن حضرتعالی است. در مرحله بعد معذوریم از طرح نظرات غیرمعقول یا بعبارتی تعبیر به نیشداری که جنابعالی در ابتدای فرمایش تان بدان اشاره داشتید. جناب فرماندار، مستحضرید منطقه خورشرستم جنوبی و عمدتا منطقه گروه حاضر گریبانگیر مشکلات فراوان معیشتی و اولیه لازم برای زندگی (آب، راه، بهداشت و درمان ...) همانند برخی مناطق دیگر حوزه کاری جنابعالی بوده و با ان دسته و پنجه نرم میکند، و قطعا نگاه و عنایت به این موارد و تلاش در رفع این مسایل و امور یکی از دغدغه های حضرتعالی است . اما مسله مهم و اساسی حفظ نیروی جوان مستعد و مولد در منطقه است که ابزار اصلی توسعه و پیشرفت است و متاسفانه منطقه گروه حاضر از این بابت بشدت متاثر و توازن و ترکیب جمعیتی منطقه هدف این گروه تقریبا از بالانس خارج و این ترکیب با این روند کنونی به سمت مبدل گشتن به نیروی غیر فعال و غیر مولد در حرکت است و این زنگ خطر و هشدار جدی است و لازم است در جهت ترمیم ترکیب نیروی انسانی حاضر که عمدتا میانسال و پیر است برنامه ریزی و گام های موثر برداشته شود و شاید به جرات بتوان گفت منطقه این گروه از تمامی مناطق دیگر تحت مدیریت جنابعالی از این امر متاثر و آسیب پذیرتر است و چنانچه از نگهداری و جذب نیروی انسانی مولد غافل شویم شاید حرف از فراهم نمودن شرایط زندگی و گفتن توسعه و پیشرفت مفهوم نداشته باشد. چه بسا علیرغم فراهم گشتن نسبی شرایط و امکانات اولیه لازم برای زندگی ، بعلت عدم وجود شغل و درامد نیروی جوان و مولد حاضر به اقامت در منطقه نباشد و شرایط موجود تقریبا حاکی از این وضع و یا حداقل در خوشبینانه ترین حالت حرکت به این سمت است. قطعا باور دارید که برای این امر نیاز به برنامه مدون منطقه ای و بومی در کنار برنامه های ملی است و مهمترین عامل در این خصوص بحث ایجاد اشتغال و حرفه در منطقه با تاکید بر پتانسیل های بومی و منطقه ای و محلی در راستای جذب سرمایه و نیروی انسانی بومی است . با این مقدمه جناب فرماندار به عنوان عالی ترین مقام اجرایی در شهرستان :

چه برنامه و طرح هایی در این مورد مد نظر جنابعالیست؟ 2- بطور اختصاصی برای این حوزه آسیب پذیر گروه حاضر ( یعنی سجهرود، سفیداب و آهو و چنارلق جعفر اباد و...) که به شدت معنی دار از این امر متاثر است در این راستا چه برنامه ای مدنظر است و تاکید بر کدام پتانسیل های بومی و خاص این منطقه در این برنامه است؟ و به چه شکل ؟ و 4- چه نوع تسهیلات و پشتوانه ها و حمایت های تشویقی و تاثیرگذار برای طرحهای مدنظر است؟ که ترکیب دارای فن و تخصص منطقه همگام با برنامه های حضرتعالی و در ان راستا و همگرا با ان برنامه ها حرکت و گام های لازم بردارد. با عنایت به اینکه آگاهی از سیاست گذاری ها و برنامه های منطقه ای و بومی مدیران بومی که راس ان سیاست گذاران بومی حضرتعالی هستید برای طرح و اجرایی نمودن ها ایده ها و طرحها لازم و یقینا این چشم انداز ها و برنامه های ارایه شده جنابعالی به دوستان جوان وتحصیل کرده و علاقه مند به منطقه برای مطرح نمودن ایده ها و اجرایی نمودن اهداف شان کمک شایانی خواهد نمود.


علی امیری:

جناب نظری فرماندار محترم ومحبوب شهرسنان خلخال  عرض ادب واحترام  ضمن تشکر از حضرتعالی به خاطر حضورسبزتان در گروه ائل سسی وتحسین سعایت صدر شما در پاسخگویی به سوالات دوستان ،جناب فرماندار فرمودید:چند روزی است تعدادی نامه از طرف روستای سجهرود دریافت کرده ام که بعضا نیش دار هم بوده، باید خدمت حضرتعالی عرض کنم ما فرزندان سجهرود حتما استحضار دارید شغل وپیشه ما عشایر ،ایلات کوچ نشین هستیم وهمه ساله در ۳۰ کیلومتری شهری که شما به عنوان بالاترین مقام سیاسی کشور در آن زندگی می کنید وامنیت سیاسی واجتماعی آن شهر بر عهده شماست اسکان پیدا می کنیم بنابراین ما مردمی هستیم ساده دل ،مهربان ودرعین حال جسور ودارای رفتار جرات مندانه این ماهیت ایلات هست که از آن تعبیر به خشن بودن ،نیش دار بودن می شود بنابراین "نیش عقرب نه از ره کین است اقتضای طبیعتش این است"این طنز گونه حرف زدن ،یا به تعبیر حضرتعالی نیش دار حرف زدن ها میراث نیاکان ماست وعجین شده در طبیعت ماست .جا دارد در اینجا اگر تعبیرات نیش داری بکار رفته باشد عذرخواهی کنیم.چرا که معتقدیم دولت یازدهم با شعار خشونت زدایی ،همدلی ،ایجاد آشتی ملی ودرجهت برقراری صلح وامنیت در داخل ومنطقه قدم بر میدارد وپیام رای مردم در انتخابات ۹۲ همان بود .بنابراین همچنان به دولت تدبیرو امید وبرنامه های آن امیدواریم هرچند در این ۳ سال واندی چه انتقاد های ویرانگر وتخریب گرایانه ای از سوی جناح رقیب جهت مایوس کردن مردم بکار نرفته است.
فرماندار محترم جناب نظری مشکلات ما :

۱ــ برطرف کردن مشکل آب شرب روستا ،چه از نظر فنی وچه از نظر بهداشتی که دوست عزیز جناب جعفری فرمودند.

۲ــ حل آسفالت جاده چوکه دره تا روستا که گمانه زنی ها حاکی از عدم داشتن برنامه روی همین مسیر است

۳ــ ساخت ،احداث وراه اندازی امکانات ورزشی چون سالن های ورزشی یا زمین فوتبال جهت پر کردن خلا ناشی از اوقات فراغت جوانان ونوجوانان.

استدعا داریم نسبت به این سه موضوع مساعدت فرمایید. اما جناب نظری ما در خصوص مطالبات خود از مسئولین به در ماندگی آموخته شده مبتلاییم.یعنی یاد گرفتیم کاری پیش نخواهد رفت .چرا که این قبیل رفتار ها ازسوی مسئولین در یک سال منتهی به انتخابات زیاد دیدیم.که بعد ها رها شدیم به امان خدا.این آب قبلا هم وصل شده دوباره به حالت اول به خاطر مشکلات فنی برگردانده شده است .ما در طول چندین سال انتخابات گذشته یاد گرفتیم که مسئولین در آستانه انتخابات جاده ها را صاف می کنند ،مشکل آب را مقطعی بر طرف می کنند تا چهارسال دیگر همان است که قبلا بود.امروز ما تصمیم گرفتیم رای خودمان را براساس مطالبات خود بدهیم یعنی مطالبه محوری یعنی ما می خواهیم رای خود را بفروشیم عوض آن جاده آسفالت بگیریم و چهارسال دیگر به فردی رای خواهیم داد که چهار سال قبلش مطالبات ما را بر آورده کرده است .هر رجل سیاسی که مورد تایید نظام باشد تدبیر وامید یا.....باید خدمت حضرتعالی عارض بشوم که بیش از نود درصد گروه ما طرفدار دولت تدبیر وامید هستند .سپاس از حوصله وصبر شما

منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : منطقه ,برنامه ,گروه ,جناب ,فرماندار ,حضرتعالی ,فرماندار محترم ,جناب نظری ,جناب فرماندار ,نیروی انسانی ,گروه حاضر ,حضور فرماندار محترم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : پرسش وپاسخ فرماندار


فرزند ,دانشگاه ,مهندسي ,جعفري ,آقاي ,خانم ,بهاري مهندسي ,بهاري فرزند ,مهندسي كامپيوتر ,كامپيوتر دانشگاه ,اصلاني فرزند ,مهندسي كامپيوتر دانشگاه

قبول شدگان كنكور سراسري حوزه پاراسس

:: قبول شدگان كنكور سراسري حوزه پاراسس
فرزند ,دانشگاه ,مهندسي ,جعفري ,آقاي ,خانم ,بهاري مهندسي ,بهاري فرزند ,مهندسي كامپيوتر ,كامپيوتر دانشگاه ,اصلاني فرزند ,مهندسي كامپيوتر دانشگاهاسامي پذيرفته شدگان كنكور سراسري سال 95 حوزه پاراسس بشرح زير مي باشد : 

1- خانم پرستو جعفري فرزند ولي محمد جعفري دكتراي داروسازي دانشگاه كرمان 

2- خانم هدي جعفري فرزند عقيل جعفري دكتراي داروسازي دانشكده داروسازي دانشگاه تهران 

3- آقاي آرمين بهاري فرزند حميد بهاري مهندسي برق دانشگاه زنجان 

4- آقاي نيما بهاري فرزند بابك بهاري مهندسي كامپيوتر دانشگاه زنجان 

5- خانم مهسا اصلاني فرزند بيژن اصلاني مهندسي صنايع غذايي دانشگاه رشت  

6- خانم سنا محمدي فرزند دكتر علي محمدي مهندسي كامپيوتر دانشگاه كرمان 

7- آقاي وحيد بيژن فرزند قربان بيژن نوه محمد جعفري (مميش عمو) مهندسي عمران دانشگاه مشهد  

8- آقاي سعيد اصلاني فرزند داود مهندسي ساختمان دانشگاه البرز(كرج) 

9- آقاي سهيل قهرماني فرزند گلحسين مهندسي ساخت و توليد دانشگاه ساري

پايگاه پاراسس موفقيت اين عزيزان را به خود و خانواده هايشان تبريك گفته و براي همه اين بزرگواران سلامتي و بهروزي آرزومند است . 

دوستان اگر كسان ديگري هم پذيرفته شده اند بنده نمي دانم در قسمت نظرات اعلام بفرماييد تا در اين ليست ثبت شود .

منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : فرزند ,دانشگاه ,مهندسي ,جعفري ,آقاي ,خانم ,بهاري مهندسي ,بهاري فرزند ,مهندسي كامپيوتر ,كامپيوتر دانشگاه ,اصلاني فرزند ,مهندسي كامپيوتر دانشگاه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : قبول شدگان كنكور سراسري حوزه پاراسس


روستای ,کوچک ,اقای ,روستای کوچک ,جناب اقای

درخواست از نماینده

:: درخواست از نماینده
روستای ,کوچک ,اقای ,روستای کوچک ,جناب اقای

نماینده محترم مجلس شورای اسلامی خلخال جناب اقای دکترخالقی ضمن عرض سلام وخسته نباشیدمحضرحضرتعالی مادانش اموزان دیروزروستای سجهرودسختی هاومرارتهای زیادی راتحمل کرده ایم تادرس بخوانیم هرهفته کیلومترها،باپای پیاده می رفتیم تابه مدرسه برسیم وشب هادربازگشت ازبرندق ،ازترس گرگ لرزه برانداممان می افتاد.خیلی کوچک بودیم اماکسی دلش به حال مانمی سوخت .باگالیش های پاره وپاهای زخمی دران زمستان سخت وطاقت فرسااین راههارامی پیمودیم جرات نداشتیم حتی پاهای زخمی خودرابه والدینمان نشان بدهیم مادرجغرافیای بیکران کشورگم شده بودیم .اصلاکسی روستای مارانمی شناخت ،ویااگرمی شناخت ماخبرنداشتیم امابزرگ شدیم ،روستای خودرابه همه شناساندیم همه فهمیدندکه مامردمانی سخت کوش وتحصیل کرده ایم .پدران ماحاضربودندازهمه چیزشان بگذرندتافرزندانشان درس بخوانندزیرابعضی ازانهاباسوادبودندودیگران راتشویق می کردندانقلاب کردیم وبعدازان جنگ شروع شدخیلی ازجوانان رشیدروستابرای دفاع ازوطن به جنگ رفتندیک روستای کوچک سه شهیدوچندین جانبازتقدیم انقلاب کردوحقش رااداکردوحالافرزندان همین روستای کوچک دراقصی نقاط کشورمشغول خدمت رسانی هستند.حالاسوال اینست؟مسولین مادرقبال این کارهاچه کاری برای ماانجام داده ند.سهم ماازاین کشورچیست؟ ایافقط وظیفه داریم رای بدهیم. چرانیازاولیه هرانسان که اب اشامیدنی است ازمادریغ میشود.جناب اقای دکترماشناخت خوبی ازشماداریم .می دانیم که لیاقت وشایستگی شمابالاست ،اصلابه خاطرهمین به شمارای دادیم.پدران ومادران پیروازکارافتاده ی مامدت های مدیدی است که چشم انتظارابادی روستاهستندخیلی هاشان ازین دنیارفته اندوبه ارزوی خودنرسیده اندایاخدمت به اینهاثواب الهی درپی ندارد.جاده ی اسفالت وآب آشامیدنی دوآرزوی دیرینه وتاریخی ماست .طرح هادی دراکثرروستاهااجراشدامادرروستای مااجرانشد.ماچه چیزی ازآنهاکم داریم ؟جناب اقای دکترطرح هادی پیشکش،حداقل آب آشامیدنی واسفالت راموردتوجه قراردهیدومطمئن باشیدکه اهالی بافرهنگ ماتاابددعاگوی شماخواهندبودواین کارخیرشمارافراموش نخواهندکرد    نامه ای ازیک معلم

نویسنده :

جاوید جعفری سجهرود 

منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : روستای ,کوچک ,اقای ,روستای کوچک ,جناب اقای
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : درخواست از نماینده


روستا ,حقوق ,حیات ,خدمت ,مریض ,روستای ,عاشقان خدمت ,دارو  درمان ,آزادی بیان ,روستا واژه ,واژه گمشده

روستا واژه گمشده

:: روستا واژه گمشده
روستا ,حقوق ,حیات ,خدمت ,مریض ,روستای ,عاشقان خدمت ,دارو  درمان ,آزادی بیان ,روستا واژه ,واژه گمشده

روستا واژه گمشده

قرار شده فرزندان یک روستای زخم خورده  ازروزگار غداراز مام  وطن بنویسند از بی مهری ها از بی توجه ها عاشقان خدمت بنویسند وبنویسند وآنقدر در این امر اصرار ورزند که عاشقان خدمت ویاوران خاور شاید در باختر بشنود ودر رسانه های شان ودر مکاتیب شان برای بشر حقوق دیگر به تحریر آرند زیرا که حقوق مورد نظر  آنان برای روستای من مانوس نیست قابل درک نمی باشد  راستی ایا   دسترسی به سه لیوان آب جهت رفع تشنگی بعد یک روز کاری سخت وطاقت فرسا درزیر آفتاب سوزان  برای یک پیر مرد میانسال جزو حقوق بشر محسوب میشود ویا تامین نیاز اولیه حیات است من که سواد اجتماعی ودانشم بضاعت جواب گفتن چنین سوالی را ندارد لابد آنها ئیکه متخصص علم الاجتماع هستند ودر راس امور قرار دارند  این مورد نه حقوق بشر میدانند ونه نیاز اولیه  استمرار حیات والا قطعا در تامین سه لیوان آب این قدر تانی به خرج نمیدادند  ویا شاید تصورشان این است ساکنان روستا ما فوق بشر هستند وآب مایه حیات بشر می باشد. اما در روستای ما تا دلت بخواهد آزادی بیان وآزادی قلم داریم میتوان بدون هیچ درد سری در باره احشام  از صبح تاغروب ویا پاسی ازشب صجبت کرد   ویا کتاب ها نوشت هیچ ممیزی وجود ندارد  این یکی از محاسن روستا ماست اگر از نظر اقتصادی توسعه نیافته اما توسعه سیاسی اش در حد  دانمارک است اگر در دانمارک پادشاه شان برای خرید مایحتاج روزانه اش می رود وهر وقت هم تشنه شد  بدون هیچ زحمتی آب می نوشد ریش سفیدان وبزرگان روستا ما برای چرای احشام به صحرا می روند آب هم نمی نوشند  اصلا نمیدانند استحمام یعنی چه تازه نباید مریض هم بشوند  زیرا اگر مریض شوند دیگر نمی توانند درباره احشام گفتگو کنند  آزادی بیان به مخاطره می افتد ونیاز به دارو  درمان پیدا میکنند از همه مهم تر دکترپیدا نمیشود واحیانا انتقال به مراکز درمانی تخصصی ترپیش می آید که بر آورد هیچ کدام میسر نمی باشد در روستا ما هیچ کدام از این موارد نه جزو حقوق بشر است  ونه نیاز ادامه حیات  باید آدم خوش شانس باشی که دریک روز آفتابی مریض شوی ودر آن روز یک وسیله نقلیه ای اتفاقی گیرت بیاید تا مرکز دهستان منتقلت کند ووابستگانت تا موقع برگشت بایدبیک دست قران بدست گیرند ودست دیگر مفاتیح واز خدا طلب عدم تغییرات جوی وبهبودی بیمارشان را بخواهند خدا نکند در این بحبوحه جو تغییر کند دیگر بیمار فراموش میشود اهالی تمام اولیا و انبیا را جهت سلامت برگشتن مریض به شفاعت می خوانند یعنی اینکه در روستا ما داشتن بهداشت راه ایمن  آب آشامیدنی سالم وآب غیر آشامیدنی ناسالم  دارو  درمان نیاز نیست بازهم تاکید میکنم اگر نیاز بود خدمت گزاران  دنیا گریز عاشقان خدمت از آنها دریغ نمیکردند مسئولان محترم به کرارات ثابت کرده اند هر وقت نیازی به رای ویا حضور اهالی روستا  ما وروستاهای اطراف در صحنه باشد در خدمت خلق الالله هستند ومردم آزادند هر طوریکه صلاح باشد وهر کسی را که معرفی کردند آزادانه رای دهند ویا مشت محکمی بدهن یاوه گویان چغرو بد بدن  اسکتبار بزنند

حالا این بنده گان خدا  از متصدیان امور ودارندگان مقامات عالیه ومقامات یک خرده پائین تر از عالیه تقا ضا عاجزانه وملتمسانه دارند مرحمتی ولطفی در حق این بندگان بکنند ساعتی بفکر نشینند اگر خرد جمعی شان بر این شد که روستا سجهرود وروستا های اطراف نیز برای بقای حیات احتیاج به آب دارد  احتیاج براه ایمن دارند  دست مریزاد دریغ نکنید قبل از هر چیز الحساب  این دوکیلومتر راه وسه لیوان آب را لطف کنید تا ببینم خدا چه می خواهد   

یک معلم باز نشسته از سجهرود  (سهند)

منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : روستا ,حقوق ,حیات ,خدمت ,مریض ,روستای ,عاشقان خدمت ,دارو  درمان ,آزادی بیان ,روستا واژه ,واژه گمشده
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : روستا واژه گمشده


پايين ,ارباب ,چشمه ,آبادي ,مردم ,بالاکوه ,مردم پايين

کوه به کوه نمی رسد ولی آدم به آدم می رسد

:: کوه به کوه نمی رسد ولی آدم به آدم می رسد
پايين ,ارباب ,چشمه ,آبادي ,مردم ,بالاکوه ,مردم پايين منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : پايين ,ارباب ,چشمه ,آبادي ,مردم ,بالاکوه ,مردم پايين
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : کوه به کوه نمی رسد ولی آدم به آدم می رسد


حلال ,می‌گوید ,لقمه ,خیلی ,حلال بودی ,ارباب رجوع ,حلال باشد

کاش دنبال یک لقمه نان حلال بودی

:: کاش دنبال یک لقمه نان حلال بودی
حلال ,می‌گوید ,لقمه ,خیلی ,حلال بودی ,ارباب رجوع ,حلال باشدانشای یک دانش آموز، در مورد "پول حلال"

 

 نان حلال خیلی خیلی خوب است. من نان حلال را خیلی دوست دارم. ما باید همیشه دنبال نان حلال باشیم، مثل آقا تقی. 

 آقاتقی یک ماست‌بندی دارد.او همیشه پولِ آبِ مغازه را سر وقت می‌دهد تا آبی که در شیرها می‌ریزد، حلال باشد. آقا تقی می‌گوید: آدم باید یک لقمه نان حلال به زن و بچه‌اش بدهد تا فردا که سرش را گذاشت روی زمین و عمرش تمام شد، پشت سرش بد و بیراه نباشد .

 

دایی من هم کارمند یک شرکت است. او می‌گوید: تا مطمئن نشوم که ارباب رجوع از ته دل راضی شده، از او رشوه نمی‌گیرم. آدم باید دنبال نان حلال باشد.

دایی‌ام می‌گوید: من ارباب رجوع را مجبور می‌کنم قسم بخورد که راضی است و بعد رشوه می‌گیرم! داییم می‌گوید : تا پول آدم حلال نباشد، برکت نمی‌کند.

پول حرام بی‌برکت است.

 

 ولی پدرم یک کارگر است و من فکر می‌کنم پولش حرام است؛ چون هیچ‌وقت برکت ندارد و همیشه وسط برج کم می‌آورد. تازه یارانه‌ها را خرج می‌کند و پول آب و برق و گاز را نداریم که بدهیم. ماه قبل، برق ما را قطع کردند، چون پولش را نداده بودیم دیشب میخواستم به پدرم بگویم:

 

کاش دنبال یک لقمه نان حلال بودی!!!!

منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : حلال ,می‌گوید ,لقمه ,خیلی ,حلال بودی ,ارباب رجوع ,حلال باشد
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : کاش دنبال یک لقمه نان حلال بودی


سارای ,سارا ,داستان ,سارانی ,

داستان سارای

:: داستان سارای
سارای ,سارا ,داستان ,سارانی , منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : سارای ,سارا ,داستان ,سارانی ,
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : داستان سارای


خلخال ,قلعه ,ارسلان ,بوده ,باشی ,معروف ,قلعه باشی ,اثیرالدین اخسیکتی

هویت خلخال

:: هویت خلخال
خلخال ,قلعه ,ارسلان ,بوده ,باشی ,معروف ,قلعه باشی ,اثیرالدین اخسیکتی 

هروآباد(هیرو):

هروآبادازنظربزرگی وجمعیت دراداوارمختلف تاریخ ازشهرهای فیروزآباد،شال،ودیگرمرکزخلخال وخونج(کاغذکنان)دررتبه اول قرارگرفته است.

دراسنادقدیم علاوه برواژه هراباد بیشتربه هرو معروف بوده است خودواژه هروآباد عملا ازسال 1348 شمسی اتفاق افتاده است .

دردوره پهلوی اول وازه هراباد جای خودرابه هرو(هرآو)دادودرواقع درزمان تاسیس اداره سجلی کلمه پسوندآبادبه پسوندبسیاری ازجاها افزوده شد.

هرواباددرسه نوبت مرکزخلخال بوده است:

1-دوره قبل ازمیلاد به زمان ماناییها وبیشتردردوره آشوریان علاوه براینکه حاکم نشین خلخال بودبعنوان یکی ازمهمترین مرکزشهری درامپراتوری ایران تلقی میشد.

وباتوجه به تحقیقات ویافته های اینجانب درحدود پنج هزارسال وپنجاه سال قبل طبق تفسیریک سندتاریخی خلخال (هرواباد)بواسطه قلعه تاریخی قلعه باشی پایتخت ایران بوده است که براثرحملات آشوریان شهرهروباخاک یکسان ادله های تاریخی بکلی ازبین رفت وتبدیل به افسانه شدونسلهای بعدی به سختی این مقوله راباوروقبول داشتند(البته به علت اینکه این سندتاریخی حاصل تلاش ونحقیقات چندین ساله اینجانب میباشدازارایه مستقیم درگروه معذورشدیم انشااله درفرصت چاپ کتاب تاریخ خلخال تقدیم خواهدشد.)

بدین سبب افسانه های دراین خصوص پدیدارشدمثل قضیه پهلوان ایران زمین(رستم) وافسانه هروان یکی دیگرازاین ماجراست.

قلعه باستانی معروف به قلعه باشی به جهت موقعیت خاص آن همیشه بعنوان مرکز ونگهبان این شهربوده است ومرکزاصلی قلاع خلخال قلعه هروابادبوده است وطبق نقل وقول اهالی این محله قدیمی(قلعه باشی)ورودیهای اصلی این قلعه بصورت زیرزمینی بوده است که براثرعملیات عمرانی اهالی این محله بارهاشاهد کانال وتونلهای زیرزمینی وشبکه ابرسانی قدیمی بصورت سفالهای که آثارش کرارارویت شده است.

بخش وحومه مرکزی خلخال که محال خانندبیل معروف است درمرکزشهرهروابادبصورت شبه جلگه است که ازخوجین تاعلی اباد بطول تقریبی 8وعرض سه کیلومتر میباشد که شهرهرواباددراین مکان ساخته شده ونکته مهم اینکه درست دروسط این شبه جلگه تپه ماهورقراردارد که قلعه باشی دربالای این تپه ساخته شده که دقیقا به اطراف سلطه دارد.

اینگونه موقعیت درگدشته یک امتیازبزرگ نظامی محسوب میشود وبرهمین اساس دردوره اتابکان آذربایجان درقرن ششم هجری قمری مرکزخلخال هروابادباقلعه مرکزی (قلعه باشی،قلعه کافا اندبیل وخوجین ،قلعه کافورخانقاه سادات و...)بشمارمیرفت وبعلت دوردست بودن قلعه هراب آخرین منطقه ای که ازدست اتابکان بدورماندخلخال جنوبی بود.

...قزل ارسلان وقتی به تخت جلوس نشست(سنه 587هق)به نقاط دورونزدیک لشگزمیکشید،روزی قزل ارسلان برای تصرف خلخال اراده نمودوسپاهش رابه آن ناحیه کشانید درآن ایام ناحیه وسیع خلخال ازهفتادقلعه مستحکم ونفوذناپذیرتشکیل یافته بود وقوای نیرومندی راصاحب بود وهرقلعه بوسیله امیری نگهداری وسرپرستی میشد.

اثیرالدین اخسیکتی که درآنزمان درقلعه هروت مرکزهفتادقلعه اقامت داشت قصیده ای شیوا ونغزی سرودبحضورقزل ارسلان فرستاد،قزل ارسلان بامشاهده قصیده زیبای اثیر که بالطافت طبع وبه استادی خاصی سروده شده بود،مشعوف وازحمله به خلخال منصرف گشت.

ابیات زیرازهمان قصیده است:

"چنان پاک دردانه ای راچه حاجت

بخلخالی اززیورآفرینش

چنا دان که بیرون شدآن بوم بی بر

زاقطاربوم وسرآفرینش"

اثیرالدین اخسیکتی ازشاعران معروف قرن پنجم وششم هجری است که به جهت بالابودن فرهنگ خلخال درآنزمان مجدوب خلخال شده وبه خلخال عزبمت ودراخرعمردرخلخال زندگی میکرده ودرخلخال ازدنیارفته است.

شعرمعروفش درموردخلخال:

زان بخلخال گرایید ضمیرم که دراو

نوعروسان علومندبغایت دلخواه

نویسنده: مهندس داود مغیثی 

منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : خلخال ,قلعه ,ارسلان ,بوده ,باشی ,معروف ,قلعه باشی ,اثیرالدین اخسیکتی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : هویت خلخال


انگور ,دینار ,معنای نام‌ها

منشاء سوء تفاهمات

:: منشاء سوء تفاهمات
انگور ,دینار ,معنای نام‌ها منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : انگور ,دینار ,معنای نام‌ها
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : منشاء سوء تفاهمات


شعر

:: شعر
 

قهر چشمانت دلم را تکّه تکّه می کند

گر نباشی در وجودم درد چکّه می کند

 

سر بچرخان با دلم حرفی بزن ای مونسم

چون بخندی خنده ات بازار سکّه می کند

 

دست خود را روی قلب من بزارو گوش کن

عشق من را با تمام جانِ خود، تو نوش کن

 

سرنوشتت را به نام ِ من بزن جشنی بگیر

این رقیبان را چُنان دیوانگان مدهوش کن

 

جان بگیر و جانِ من را پیشِ خود در بند کن

بهترینم.... نازنینم.... تا ابد ای.... آخرین

 

آشتی کن با دلِ من ای طبیبم ای دوا

حال من را خوب کن با یک نگاهت ای شفا

منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : شعر


می‌کنند ,دیگران ,می‌دهند ,دوست داشتنی

عادتهای افراد دوست داشتنی

:: عادتهای افراد دوست داشتنی
می‌کنند ,دیگران ,می‌دهند ,دوست داشتنی‍ ۱۷ عادت گفتاری افراد خیلی دوست داشتنی

 

۱. هرجا که می‌توانند مودب باشند، هستند

۲. قدردان محبت‌های کوچک هستند

۳. تعریف‌شان واقعی است

۴. از ته دل همدردی می‌کنند

۵. اطلاعات مفید را با دیگران به اشتراک می‌گذارند

۶. به دیگران پیشنهاد کمک می‌دهند

۷. با اعتماد به نفسِ به‌جا صحبت می‌کنند

۸. از اسامی و عناوینِ محترمانه استفاده می‌کنند

۹. یادشان نمی‌رود که عضوی از تیم هستند

۱۰. دیگران را به هم معرفی می‌کنند

۱۱. نوبت‌شان را فراموش نمی‌کنند

۱۲. به دیگران می‌گویند که به آنها اعتماد دارند

۱۳. به دیگران اجازه می‌دهند برای خودشان تصمیم بگیرند

۱۴. گوش می‌دهند و می‌خواهند بیشتر بدانند

۱۵. مسئولیت‌پذیر هستند

۱۶. حمایت‌شان را اعلام می‌کنند

۱۷. همیشه می‌پرسند :«چرا که نه؟»

منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : می‌کنند ,دیگران ,می‌دهند ,دوست داشتنی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : عادتهای افراد دوست داشتنی


آدما ,ديگه ,واسه ,همديگه ,حالا ,روزا ,خیلی طولانی ,کردي دارم ,خيال کردي ,واسه همديگه

شعر

:: شعر
آدما ,ديگه ,واسه ,همديگه ,حالا ,روزا ,خیلی طولانی ,کردي دارم ,خيال کردي ,واسه همديگهسلام و درود برهمه دوستان

شعر طولانی هست ولی زیباست

حتما بخونید منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : آدما ,ديگه ,واسه ,همديگه ,حالا ,روزا ,خیلی طولانی ,کردي دارم ,خيال کردي ,واسه همديگه

اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : شعر


می‌خواهم ,مداد ,برایم ,آمدی

اگر به خانه من آمدی

:: اگر به خانه من آمدی
می‌خواهم ,مداد ,برایم ,آمدی

 



 
اگر به خانه‌ی من آمدی
شعری از غاده السمان
شاعری  از سوریه
 
اگر به خانه‌ی من آمدی
برایم مداد بیاور مداد سیاه
می‌خواهم روی چهره‌ام خط بکشم
تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم
یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم!
یک مداد پاک کن بده برای محو لب‌ها
نمی‌خواهم کسی به هوای سرخیشان، سیاهم کند!
یک بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه درآورم
شخم بزنم وجودم را ... بدون این‌ها راحت‌تر به بهشت می‌روم گویا!
یک تیغ بده، موهایم را از ته بتراشم، سرم هوایی بخورد
و بی‌واسطه روسری کمی بیاندیشم!
نخ و سوزن هم بده، برای زبانم
می‌خواهم ... بدوزمش به سق
... اینگونه فریادم بی صداتر است!
قیچی یادت نرود،
می‌خواهم هر روز اندیشه‌ هایم را سانسور کنم!
پودر رختشویی هم لازم دارم
برای شستشوی مغزی!
مغزم را که شستم، پهن کنم روی بند
تا آرمان‌هایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت.
می‌دانی که؟ باید واقع‌بین بود !
صداخفه ‌کن هم اگر گیر آوردی بگیر!
می‌خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب،
برچسب فاحشه می‌زنندم
بغضم را در گلو خفه کنم!
یک کپی از هویتم را هم می‌خواهم
برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد،
فحش و تحقیر تقدیمم می‌کنند،
به یاد بیاورم که کیستم!
ترا به خدا ... اگر جایی دیدی حقی می‌فروختند
برایم بخر ... تا در غذا بریزم
ترجیح می‌دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم !
سر آخر اگر پولی برایت ماند
برایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند،
بیاویزم به گردنم ... و رویش با حروف درشت بنویسم:
من یک انسانم
من هنوز یک انسانم
من      
 
تهیه وتنظیم از سهند
منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : می‌خواهم ,مداد ,برایم ,آمدی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : اگر به خانه من آمدی


بهشت ,تمام ,زندگی ,بهشت زندگی

هفت بهشت زندگی

:: هفت بهشت زندگی
بهشت ,تمام ,زندگی ,بهشت زندگیهفت بهشت زندگی!

بهشت اول:

آغوش مادریست که با تمام وجود ، بغلت کرد و شیرت داد

 

بهشت دوم:

دستان پدریست که برای راه رفتنت ، با تو کودکی کرد

 

بهشت سوم:

خواهر یا برادریست که برای ندیدن اشکهایت ، تمام اسباب بازیهایش را به تو داد

بهشت چهارم:

معلمی بود که برای دانستنت با تمام بزرگیش هم سن تو شد تا یاد بگیری

 

بهشت پنجم:

دوستی ست که روز ازدواجت در آغوشت کشید و چنان در آغوشش فشرد که انگار آخرین روز زندگیش را تجربه میکند

بهشت ششم:

همسرتوست که باتمام وجوددرکنار تو معمار زندگی مشترک تان است

گویی دو شاخه از یک ریشه اید

بهشت هفتم:

فرزند توست که خالق زیبایی های آینده است

آری شاید هر کدام از ما تمام هفت بهشت را نداشته باشیم

اما

 بهشت همین حوالیست ...

مادرت را بنگر...

پدرت را ببین ..

خواهر یا برادرت را حس کن ..

به معلمت سر بزن...

دوستت را به یاد بیاور...

همسرت را در آغوش بگیر...

فرزندت را ببوس...

 

یک وقت دیر نشود برای بهشت رفتنت...

بهشت را با همه قلبت حس کن،

همین نزدیکیست

منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : بهشت ,تمام ,زندگی ,بهشت زندگی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : هفت بهشت زندگی


شهرداري ,مامور ,بخاطر ,سابق ,سيلي ,پيرزن ,شهرداري بخاطر ,سابق شهرداري ,مامور شهرداري ,مامور سابق ,جديد شهرداري ,سابق شهرداري بخاطر ,سيلي ظالمان

داستان فقر و ظلم

:: داستان فقر و ظلم
شهرداري ,مامور ,بخاطر ,سابق ,سيلي ,پيرزن ,شهرداري بخاطر ,سابق شهرداري ,مامور شهرداري ,مامور سابق ,جديد شهرداري ,سابق شهرداري بخاطر ,سيلي ظالمانداستان ظلم و فقر

پيرزن و پسرش بخاطر فقر دستفروشي مي كردند

مامور شهرداري آمد و تمام بساطشان را پخش زمين كرد

پيرزن و فرزندش كه سرمايه خود را از دست رفته مي ديدند اعتراض كردند

مامور شهرداري به صورت پيرزن سيلي زد

مامور شهرداري بخاطر اين سيلي ظالمانه اخراج و از كار بيكار شد

مامور سابق شهرداري بخاطر بيكاري و فقر به دستفروشي رو آورد

مامور جديد شهرداري بساط مامور سابق شهرداري را پخش زمين كرد

 مامور سابق شهرداري بخاطر فقر اعتراض كرد...

مامور سابق شهرداري بخاطر فقر سيلي خورد... ٠

مامور جديد شهرداري بخاطر سيلي ظالمانه اخراج شد...

مدير بي صلاحيت ههمچنان بر كرسي قدرت نشسته است

و داستان ظلم و فقر همچنان ادامه دارد

كاد الفقر ان يكون كفرا

منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : شهرداري ,مامور ,بخاطر ,سابق ,سيلي ,پيرزن ,شهرداري بخاطر ,سابق شهرداري ,مامور شهرداري ,مامور سابق ,جديد شهرداري ,سابق شهرداري بخاطر ,سيلي ظالمان
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : داستان فقر و ظلم


مولوي ,گفتم ,مردم ,بردمش ,گفتمش ,خيابان

شوخی با مولوی

:: شوخی با مولوی
مولوي ,گفتم ,مردم ,بردمش ,گفتمش ,خيابان

*شوخي با مولوي*

بشنو از من چون حكايت مي‌كنم
خواب ديشب را روايت مي‌كنم

ديشب اندر خواب ديدم مولوي
شاعر دهها هزاران مثنوي

صاحب ديوان شمس پرگهر
پاسدار ملك عرفان و هنر

بازگشت از آن ديار ماندگار
زنده شد از زير خاك آن يار غار

روح او از قونيه تيك آف كرد
يك نظر بر عالم اطراف كرد

قرنها بود از ديارش دور بود
ياد ايران عقل و هوشش را ربود

پر زد و در آسمان پرواز كرد
پر و بالش سوي ايران باز كرد

چون گذشت از مرز بازرگان همی
زير لب ميخواند با خود مثنوي:

هركسي كو دور ماند از اصل خويش
باز جويد روزگار وصل خويش

او بسوي بلخ و مشرق مي‌شتافت
با سماعش لايه‌هاي جو شكافت

گفتم اي مولاي خوب و پاك ما
بلخ ديگر نيست جزو خاك ما

بلخ و خوارزم و بخارا از وطن
گشته منفك و ز غوغا راحتن

گفت پس كو باميان و نخجوان
يا سمرقند و هرات و ايروان

گفتم اينها چون زيادي بوده‌اند
شاهها از كيسه‌شان بخشيده‌اند

بانگ زد كو غيرت ايرانيان
پس كجايند آن يلان آريان

شير بي يال و دم و اشكم كه ديد؟
شير ايران از چه رو عزلت گزيد؟

گفتم آن شير مهيب و زورمند
گشته اينك گربه‌اي خرد و نژند

گفت پس اندر كدامين سرزمين
مي‌زيند ايرانيان راستين؟

گفتمش شيراز و رشت و اصفهان
زاهدان تبريز و سمنان سيستان

مشهد و ساري اراك و بيرجند
عده‌اي هم كه ز ايران رفته‌اند

گفت اكنون مركز ايران كجاست
در كدامين شهر غوغاها بپاست؟

گفتمش تهران بود مولاي ما
ليدر تورت شوم با من بيا

بردمش با خود به تهران بزرگ
آن كلانشهر عظيم و بس سترگ

چون كه دود شهر را از دور ديد
از تعجب يك وجب از جا پريد

گفت این دود پراکنده ز چیست
آتشی در نیستان یا خرمنی است؟

زود باش آتش گرفته شهرتان
كن خبر داروغه و آتش‌نشان

گفتمش مولا نزن تو بال بال
دود خودروهاست بابا بي خيال

ما همه مشتاق آثار توييم
عاشق و سرمست اشعار توييم

نام خود بيني بهرجا بنگري
كافه رستوران هتل يا زرگري

چارراه و هم خيابان مولوي
كوچه و بن بست و ميدان مولوي

گفت من آگه نبودم اينقدر
عاشق شعريد و فرهنگ و هنر

سينه‌ام شد شرح شرح از اشتياق
تا به كي سازم به اين درد فراق؟

دست من گير و به آنجاها ببر
تا ببينم مردم كُوي و گذر

بردمش با خود خيابان خودش
مطمئن بودم كه مي‌آيد خوشش

از سرا و تيمچه تا پامنار
از سر بازارچه تا پاچنار

مي‌كشاندم مولوي را با خودم
در ميان ازدحام و دود و دم

بين مردم در پياده رو موتور
از سر بازار تا ميدان حر

خلق در طول خيابانها روان
بين خودروها ولو پير و جوان

بوق و سوت و گاز و ويراژ و موتور
گوييا گم گشته با بارش شتر


كودكي اموال دزدي مي‌فروخت
گوشي همراه و ارز و كارت سوخت

هم گروهي مال‌خر در چارراه
هم بساط سرقت گوشي براه

مولوي حيران و سرگردان و مات
در ميان سفته و پول و برات

بين شرخرها و دلالان ارز
شد پشيمان آمده اين سوي مرز

الغرض ملاي رومي مولوي
در خيابان خودش شد منزوي

آنقدر گرداندمش بالا و پست
گفت او محمود جان حالم بد است

من شدم سردرد از اين غوغا و داد
آتش است اين بانگها و نيست داد

جان من بر لب رسيد از ازدحام
از هياهو و ترافيك مدام

گفتم اي رومي رند و ناقلا
تو ترافيك از كجا داني بلا

گفت من آموختم اين واژه را
از دو ايراني در آنتاليا

نان گندم گرچه من ناخورده‌ام
ليك آن را دست مردم ديده‌ام

قلب من بگرفت از اين جنجال و دود
بهتر از اين منطقه جايي نبود؟

بردمش جايي مصفا و خنك
قيطريه زعفرانيه ونك


ماركت و پاساژ و كافي شاپ و مال
تا مگر يادش رود آن قيل و قال

چون كه او برچسب قيمتها بديد
نعره‌اي زد جامه‌آش بر تن دريد

رو به صحرا و بيابانها نمود
گفتمش اي شيخ اين حالت چه بود؟

گفت بخشيدم عطايش بر لقاش
اين چه بلوايي است يارب، خالقا

هم شلوغي دود و اين آلودگي
هم گراني آخر اين شد زندگي؟

ای دوصد رحمت به روم و ترکیه
این وطن انگار هرکی هرکیه

باز گردم بر مزارم که ممات
بهتر از اینگونه در قید حیات    

 

تنظیم وتهیه از  سهند

منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : مولوي ,گفتم ,مردم ,بردمش ,گفتمش ,خيابان
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : شوخی با مولوی


آسیاب ,گندم ,آسیابان

آسیاب به نوبت

:: آسیاب به نوبت
آسیاب ,گندم ,آسیابان 

(یک داستان زیبا از مثنوی):

آسیاب به نوبت:

 

رفت روزی زاهدی در آسیاب

آسیابان را صدا زد با عتاب

 

گفت دانی کیستم من گفت :نه

گفت نشناسی مرا، ای رو سیه

 

این منم ، من زاهدی عالی مقام

در رکوع و درسجودم صبح وشام

 

ذکر یا قدوس و یا سبوح من

برده تا پیش ملائک روح من

 

مستجاب الدعوه ام تنها و بس

عزت ما را نداند هیچ کس

 

هرچه خواهم از خدا ، آن میشود

بانفیرم زنده ، بی جان میشود

 

حال برخیز وبه خدمت کن شتاب

گندم آوردم برای آسیاب

 

زود این گندم درون دلو ریز

تا بخواهم از خدا باشی عزیز

 

آسیابت را کنم کاخی بلند

برتو پوشانم لباسی از پرند

 

صد غلام وصد کنیز خوبرو

میکنم امشب برایت آرزو

 

آسیابان گفت ای مرد خدا

من کجا و آنچه میگویی کجا

 

چون که عمری را به همت زیستم

راغب یک کاخ و دربان نیستم

 

درمرامم هرکسی را حرمتیست

آسیابم هم ، همیشه نوبتیست

 

نوبتت چون شد کنم بار تو باز

خواه مومن باش و خواهی بی نماز

 

باز زاهد کرد فریاد و عتاب

کاسیابت برسرت سازم خراب

 

یک دعا گویم سقط گردد خرت

بر زمین ریزد همه بار و برت

 

آسیابان خنده زد ای مرد حق

از چه بر بیهوده می ریزی عرق

 

گر دعاهای تو می سازد مجاب

با دعایی گندم خود را بساب... منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : آسیاب ,گندم ,آسیابان

اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : آسیاب به نوبت


موفقیت ,بتوانی ,دیگران ,موفقیت، ,موفقیت دیگران ,بتوانی موفقیت ,بتوانی موفقیت دیگران

گام های موفقیت

:: گام های موفقیت
موفقیت ,بتوانی ,دیگران ,موفقیت، ,موفقیت دیگران ,بتوانی موفقیت ,بتوانی موفقیت دیگراناولین گام موفقیت، این است که بتوانی موفقیت دیگران را تحمل کنی. دومین گام موفقیت، این است که بتوانی موفقیت دیگران را تحسین کنی. سومین گام موفقیت، این است که بتوانی موفقیت دیگران را تقلید کنی. آخرین گام موفقیت این است که بتوانی به شیوه خودت موفق شوی .

موفق باشید دوستان...

 

ماه را نشانه بگيريد، اگر به هدف نزنيد، حتماً يكي از ستاره ها را خواهيد زد.

منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : موفقیت ,بتوانی ,دیگران ,موفقیت، ,موفقیت دیگران ,بتوانی موفقیت ,بتوانی موفقیت دیگران

اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : گام های موفقیت


سلام ,گازکشی ,خانه ,نیاز ندهد

سلام مان بوی نیاز ندهد

:: سلام مان بوی نیاز ندهد
سلام ,گازکشی ,خانه ,نیاز ندهد 

یکی از بزرگان میگفت: ما یک گاریچی در محلمان بود، که نفت می برد و به او عمو نفتی می گفتند.

یک روز مرا دید و گفت: سلام. ببخشید خانه تان را گازکشی کرده اید!؟

گفتم: بله!

گفت: فهمیدم. چون سلام هایت تغییر کرده است!

من تعجب کردم، گفتم: یعنی چه!؟

گفت: قبل از اینکه خانه ات گازکشی شود، خوب مرا تحویل می گرفتی، حالم را می پرسیدی. همه اهل محل همینطور بودند. هرکس خانه اش گازکشی میشود، دیگر سلام علیک او تغییر میکند…

از اون لحظه، فهمیدم سی سال سلامم بوی نفت میداد. عوض اینکه بوی انسانیت و اخلاقیات بدهد.

سی سال او را با اخلاق خوب تحويل گرفتم. خیال میکردم اخلاقم خوب است. ولی حالا که خانه را گازکشی کردم ناخودآگاه فکر کردم نیازی نیست به او سلام کنم.

یادمان باشد، سلام مان بوی نیاز ندهد!

 

منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : سلام ,گازکشی ,خانه ,نیاز ندهد
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : سلام مان بوی نیاز ندهد


كلید

تغییر

:: تغییر
كلیداگر #تغییر نكنیم نابود میشویم ،

 بهتر است تغییراتی را در نوع #نگاهمان به وجود آوریم. 

 

کليدهاي اين تغيير عبارتند از:

كلید اول : خواستن

كلید دوم: خالی كردن ذهن از تعصب ها

كلید سوم: داشتن باور مثبت نسبت به خود

كلید چهارم: دست به عمل زدن

به یاد داشته باشیم كه عظمت_زندگی به علم نیست به عمل است.

 زندگي به اندازه فكرهاي تو زيبا مي شود.

منبع اصلی مطلب : .
برچسب ها : كلید
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : تغییر